نكاهي نزديك به Resident Evil 6

[ad_1]

سازنده و ناشر Capcom

سبک : شوتر سوم شخص/ترسناک

پلتفرم: Xbox360/PS3 : نسخه ی PC در تاریخ بعدی عرضه میشود.

زمانی که اولین تریلرها و اطلاعات از قسمت چهارم RE در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ منتشر شد،تعدادی از طرفداران تعصبی ،این قسمت را شکستی برای کپ کام پیش بینی کردند.ولی برخلاف تصور مخالفان،این بازی امتیازات شگفت انگیزی از وب سایت ها و مجلات بزرگ کسب کرد و فروش سرسام آوری را برای کپ کام به هدیه آورد.عنوان بازی برتر سال ۲۰۰۴ شاید افتخاری بزرگ برای صنعت بازی سازی ژاپن تلقی میشد که این بازی توانست آن را کسب کند.آن روزها گذشت و RE4 خود مبنای استاندارد بسیاری از عناوین سوم شخص مانند Gears of War و عناوین سوم شخص دیگر در بخش های مختلف به خصوص به کار گیری دوربین روی شانه شد.قسمت بعدی این فرانچایز در سال ۲۰۰۹ با هزینه ی هنگفت کپ کام و نیروی کار عظیم،ساخته و عرضه شد.باز هم مخالفان بسیاری این بازی را دور از المان های ترس این سری دانستند ولی همین بازی توانست عنوان پرفروش ترین بازی در تاریخ فرانچایز RE را رقم بزند.شاید تا حدودی حق با طرفداران بازی بود که این قسمت بیشتر به سمت اکشن رفته بود ولی ویژگی های ترسناکی در بازی وجود داشت که سایه ی اکشن بیشتر بر روی آن انداخته شده بود.

بعد از انتشار قسمت پنجم این فرانچایز،شایعات ساخت قسمت بعدی کم کم شروع شد.تهیه کننده ی ارشد کپ کام در سال ۲۰۱۰ اظهار داشت قسمت بعدی این عنوان یک ترس واقعی را به ارمغان میاورد و این بازی قرار است به بزرگترین رویداد شرکت کپ کام تبدیل شود.سرانجام در ماه ژانویه ۲۰۱۱ اولین تریلر رسمی Resident Evil 6 به صورت سورپرایزی بزرگ منتشر شد و خط داستانی بسیار پیچیده و حضور قهرمانانی مانند لیون و کریس در کنار هم سبب شد انتظارات از بازی بسیار بالا برود و همه خود را برای یک شاهکار بزرگ آماده کردند.

قبل از شروع نقد و بررسی،نکته ای بسیار مهم در مورد تغییراتی که تعدادی از بازی های بزرگ از جمله Resident Evil و حتی مکس پین ،پس از گذشت سالها در آن اعمال شده باید گوشزد کرد.خیلی دیده شده که یک سری از هواداران نوستالاژیک این فرانچایز خواهان بازگشت دوربین کلاسیک این بازی و بازگشت ترس بوده اند.ولی آیا این خواسته در این برهه ی زمانی به جا است ؟جواب این سوال خیر است.هر چیزی در این دنیا و حتی بازیهای ویدئویی که سابقه ای طویل دارند،مجبور هستند تا خود را با آنچه در زمان حال مرسوم هست مطابقت بدهند و یا حتی استانداردی جدید را پیاده سازی کنند.درست کاری که RE4 کرد و از موفق ترین عناوین شرکت کپ کام و حتی تاریخ بازیهای ویدئویی شد.کپ کام برای ساخت قسمت ششم سری Resident Evil سالها وقت گذاشت و مو به موی خواسته های هواداران را مرور کردند و پروژه ای را شروع کردند که تمام قشر علاقه مند به این بازی راضی شوند.مطمئنا اگر ما به دنبال ترس هستیم،دنبال اکشنی بیشتر نیز هستیم،چیزی که در RE6 به شکل کاملا حرفه ای و منصفانه چیده شد و از آن میتوان به عنوان یک شگفتی ساز نیز نام برد.سناریوی کریس در این بازی تجربه ی ناب یک شوتر سوم شخص در دنیای Resident Evil است که باید بازی شود تا به عمق ماجرا پی برد.همانطور که سناریوی لیون معماهای بیشماری دارد و زامبی ها،مهمانان قدیمی این بار با دستانی پر به دیدارتان میاید و ترسی تاریک را به مخاطب القا میکند.در ادامه نقد و بررسی Resident Evil 6 را مطالعه خواهید کرد و بیشتر با ویژگی های انقلابی این بازی اشنا میشوید.

داستان سری Resident Evil یکی از پیچیده ترین و در عین حال،پر ستاره ترین داستانهای طول تاریخ بازیهای ویدئویی است.شخصیت های بازی کاملا عمیق،ظریف و بسیار دقیق کار شده و از هرکدام اسطوره ای ساخته است.Resident Evil 6 با به میان آوردن دو شخصیت افسانه ای این بازی یعنی Leon S.Kennedy و Chris Redfield در کنار شخصیت جدیدی به نام Jake Muler که پسر آلبرت وسکر فقید است،خواست از تمامی پتانسیل های موجود در فرانچایز به نحو احسن استفاده کند و موفق هم بود.در Resident Evil 6 ما شاهد ظهور دورانی جدید برای این فرانچایز بعد از مرگ آلبرت وسکر در سال ۲۰۰۹ هستیم.سازمانی تروریستی به نام Neo-Umbrella توسط افرادی ناشناس که تا بالاترین مقامات سیاسی آمریکا نفوذ پیدا کرده بودند تاسیس شد و طرح حمله ای جهانی با ویروسی به نام C را پایه ریزی کرد.هدف اول جنگی در شرق اروپا بود که بیشتر برای تست موجوداتی که با این ویروس شیطانی به وجود آمده اند برنامه ریزی شد.۶ ماه بعد از این ماجرا حمله ای به شهر Tak Oaks در نزدیکی واشنگتن درست زمانی که رئیس جمهور در آنجا حضور داشت شد و باعث آلوده شدن ۷۰۰۰۰ نفر ساکن این شهر و همچنین شخص رئیس جمهور شد اتفاق افتاد.این حمله با هدف جلوگیری از افشاگری های رئیس جمهور در مورد ناگفته های راکون سیتی بنا نهاده شد. Derek C.Simmons ،رئیس بخش امنیت ملی آمریکا یکی از بانیان اصلی سازمان تروریستی Neo-Umbrella است که برنامه ی حمله ها را چیده بود و کسی از این موضوع خبردار نبود.تنها راه نجات از این ویروس مرگبار،در خون جیک مولر پسر آلبرت وسکر است.بدن وی آنتی بادی ای دارد که باعث میشود C-Virus به آن نفوذ نکند و آن را از بین میبرد.شری برکین،دختر بچه ای که ما در رزیدنت اویل ۲ ملاقات کرده بودیم و دختر دکتر ویلیام برکین است،حال تبدیل به ماموری کارکشته شده است و ماموریت دارد پس از پیدا کردن جیک مولر،وی را به سلامت در اختیار دولت آمریکا قرار دهد.کریس ردفیلد که دچار اختلالات روانی ناشی از از دست دادن افرادش در یک عملیات به فرماندهی خودش،شده است،حال به او رهبری گروه BSAA برای نفوذ به مقر دشمن در چین داده شده است.در آن سوی قضیه،لیون اس کندی پس از قتل رئیس جمهور زامبی شده،متهم وتحت تعقیب قرار گرفته است و پس از نجات از شهر Tak Oaks به همراهی هلنا هارپر، برای تمام کردن این بحران به چین میرود.

همانطور که گفتیم،داستان این قسمت شروعی دوباره برای دنیای پر رمز و راز Resident Evil است و این شروع بسیار خوب انجام شد.چهار خط داستانی در بازی وجود دارد که از این چهار مورد،سه مورد کریس،لیون و جیک آزاد هستند و پس از تکمیل این بخش ها،خط داستانی ادا وانگ نیز باز خواهد شد تا حقایق بیشتری برای بازیکن برملا شود.خط داستانی ادا وانگ تنها بخشی است که تک نفره است و بیشترشامل حل پازلهای متفاوت است. اگر بخواهیم واقع بین باشیم،کپ کام به نوعی ۴ بازی در یک بازی مهیا کرده است.هر خط داستانی حداقل ۸ ساعت به طول میانجامد و هرکدام گیم پلی خاص،کات سین های متفاوت و پایان های متفاوت را دارا هستندوهر ۴خط داستانی با یکدیگر در ارتباط و مکمل یکدیگر هستند.سوالات زیادی پس از اتمام بخش لیون در سر بازیکن میماند که با انجام دادن بخش کریس جوابشان را تا حدودی خواهد گرفت.بخش ادا وانگ پر از جزئیات و جواب بیشتر سوالات بازیکن است.کپ کام از نظر داستان سنگ تمام را گداشت و بزرگترین خط داستانی را در سری Resident Evil ایجاد کرد که پایه ای جدید برای قسمت های بعدی خواهد بود.

در اول مقاله در مورد RE4 صحبتی شد و اشاره به این مورد شد که استاندارد های بسیار نهادینه ای رو این بازی معرفی کرد که تا همین امروز از آن به عنوان مرجع استفاده میشود.کپ کام پس از تجربه ی RE5 و پیاده سازی همان سبک گیم پلی قسمت چهارم ولی وسیعتر،حالا تمام مهره های خود را به دور ریخت و دوباره از نو شروع به نوشتن قوانین RE کرده است.به جرات میتوان گفت گیم پلی Resident Evil 6 اگر در تمام سالهای نسل هفتم در سبک خود بهترین نیست،ولی یکی از ده برتر خواهد بود.آزادی عمل بسیار زیاد شد و به نوعی کاراکتر محدود به “ایست-شلیک-بدو” نیست.کاراکتر میتواند در هنگام شلیک بدود،جا خالی بدهد،شیرجه بزند و حتی لیز بخورد.برخلاف تمامی قسمتهای RE ، در این بازی Malee Attack یا همان نبرد تن به تن،پررنگ ترین بخش گیم پلی را شامل میشود.در هر زمان میتوانید با دست و پا به دشمن حمله کنید،چاقو بکشید و با آن مبارزه کنید،Finisher های بسیار زیاد و بهبود سیستم شلیک،از نکات بارز گیم پلی این بازی است.هر شخصیت یک همکار با خود دارد که میتوان قبل از شروع بازی بین او و یا شخصیت اصلی دیگر یکی را انتخاب کرد و مثل قسمت قبل نیست که در صورت تمام کردن بازی یارتان برای بازی آزاد شود. اگر خاطرتان باشد ما در RE5 همیشه مشکل این را داشتیم که مهمات همکارمان چقدر است یا باید مواظبش میبودیم که مبادا بمیرد و زخمهایش را هم باید تسکین میدادیم ولی در RE6 بازی سازان کار را برای بازیکن راحت کردند و دیگر شما نباید نگران حال همکارتان یا سلامتیش باشید.به لطف هوش مصنوعی بالای یارتان،وی به خوبی از پس خودش برمیاید و همیشه هم برای کمک رسانی به شما آماده است.از طریق Cammand هایی که در بازی تعبیه شده میتوانید به یارتان دستور عقب نشینی یا پیشروی بدهید ولی این کار بسیار کم انجام میشود و طوری پیاده سازی نشده تا مصرف بهینه و هیجان انگیزی داشته باشد.

متاسفانه آیتم های بسیار حرفه ای در گیم پلی RE6 وجود دارد که شاید تعداد زیادی از بازیکنان به راحتی ازش بگذرند ولی این کار سبب وارد شدن ضربه به گیم پلی خواهد شد.RE6 سیستم کاورگیری بهبود یافته ای دارد که میتوان با میکس کردنش در کنار پرش و نبردهای تن به تن،کمترین مهمات را مصرف کنید و بسیار زیباتر نیز بازی را ادامه دهیم.آیتم مهمات،چیزی است که در RE6 خیلی باید مواظبش باشیم.اگر بازی را روی درجه ی سختی Veteran و یا Professionalانجام دهیم،دشمنان قویتر،مهمات کمتر و به همین سبب چالش های پیش رویمان باعث میشود حس یک RE اصیل به ما دست بدهد. گیم پلی هر شخصیت با دیگری متفاوت است و ویژگی های خاص خود را دارند.آِیا به دنبال اکشنی نفسگیر و تیمی هستید؟ خب،کریس ردفیلد برای خدمت به شما آماده است.یک شوتر نظامی سوم شخص کامل با تیمی کارکشته و یک کماندو که میتواند حتی با چاقوی خالی از پس ۵دشمن بربیاید.بخش کریس جدا از انتقاداتی که به اکشن بودنش وارد میشود،فوق العاده خوش ساخت است و اگر بخواهیم با هم سبکانش مقایسه ای کنیم،آیتم های برتری نسبت به Gears of War یا مثلا بازی جدید ۲K games یعنی Spec-Ops دارد که از آن یک بخش بی نظیر برای علاقه مندان به شوتر نظامی میسازد.خب،از بخش کریس بیزار هستید؟کپ کام برای همه سلیقه ها آماده است ! بخش لیون یا بخش جیک مخصوص کسانی است که به دنبال چالش های ذهنی یا مقداری ترس هستند.تجربه ی لیون،ملاقاتی دوباره با زامبی های وحشی است در کوچه های خون آلود شهر Tak ، متروی تاریک این شهر با صدها زامبی و تنها روشنایی چراغ قوه ی شما است.مرحله ی قبرستان که وقتی در یک قبر به اشتباه بیوفتید لرزه به تنتان میوفتد.ما باید باور ترس را اول در خود بسازیم و سپس RE6 را شروع کنیم.انتظار ما از ترس چیست ؟ اتاقی تاریک و دستانی خالی ؟موسیقی دلهره آور ؟ همانطور که گفتم،تجربه ی واقعی این بازی تنها بر روی دو حالت سختی Veteran و Proffesional امکان پذیر است. بخش جیک مولر مخلوطی از اکشن و ترس همراه با پازل های چالش انگیز است و گیم پلی بسیار متفاوتی را نسبت به تمامی سناریوهای دیگر دارد.وقتی دستان جیک از اسلحه خالی میشود،بازی تبدیل به یک Hack & Slash میشود و آزادی عمل در اینجا به اثبات میرسد.اجرای فنون رزمی که مارا یاد پدرش،آلبرت وسکر میاندازد و اتمام کننده های بسیار جالب ، جلوه ی خوبی از این شخصیت ساخته است. این آزادی عمل در کنار معرفی موجودی ترسناک به نام Ustanak که در زبان مجارستانی به معنای “انقلابی” است، بسیار پر رنگ میشود.این موجود خاطرات مارا با Nemesis زنده میکند.وحشیگری وی و تعقیب و گریز های ترسناک و نفسگیرش بسیار عالی طراحی شده است.

گیم پلی بازی علاوه بر بخش های اصلی ،بخش های ماشین سواری،موتور سواری ،اسنوموبیل سواری و همینطور کنترل جت جنگی نیز دارد.کپ کام با خشابی که در اسلحه ی رزیدنت اویل پر کرد،المانها و ویژگی های سبک های مختلف را به سمت هواداران شلیک کرد.با این که کنترل جت جنگی مانند بازی Ace Combat نیست،ولی در سطح قابل قبولی قرار دارد و آنقدر طولانی نیست که بازیکن را آزار بدهد.بخش های موتور سواری با جیک،ماشین سواری با کریس و یا کنترل هواپیمای مسافربری با لیون که بسیار هیجانی و نفس گیر بود،از رزیدنت اویل یک آچار فرانسه ی همه کاره ساخت.

 بخش خط سلامتی در این قسمت سیستمی کاملا متفاوت و به نوعی واقعیتر را دارد.خط سلامتی بازیکن شامل چند مربع است که با همان گلهای سبز معروف (harb) پر میشود ولی علاوه بر این خط،یک خط انرژی زیرش قرار گرفته است و به نسبت کارهایی که در بازی میکنید تغییر میکند.درگیریهای تن به تن طولانی سبب میشود انرژی شما کم و نفس کم بازیکن سبب شود نتواند تا بیش از یک دقیقه حرکاتش را تنظیم کند.انرژی با Harbهم به سرعت باز میگردد ولی بهترین راه،کنترل شخصیت و انرژی آن است.منوی کاربردی دسترسی به اسلحه ها نقاط ضعف و قدرت بسیاری دارد.قوی از این نظر که آیتم ها به سهولت قابل دسترس است و هیچ پیچیدگی خاصی ندارد.نقطه ی ضعف این منوی کاربری وقتی خود را نشان میدهد که بازیکن تعداد زیادی اسلحه دارد.اگر حواستان نباشد و ندانید هر اسلحه در کدام اسلات است،ممکن است در نبرد های خود به مشکل بربخورید.اما این نقطه ی ضعف پس از ساعت ها بازی کردن از بین میرود.بر خلاف دو قسمت قبل که میتوانستیم با پول اسلحه بخریم و یا تقویت کنیم،در RE6 تمام سیستم قبلی به فراموشی سپرده شد و سیستم جدید Skill جایگزینش شده است.در طول بازی با کشتن دشمنان یا شکستن اجسام مختلف آیتم هایی را دریافت میکنید که با آنها میتوانید Skill های متفاوتی را بخرید و تقویت کنید.این Skill ها که تعدادشان زیاد است شامل تقویت هدف گیری،افزایش سلامتی،کاهش شدت ضربات،حرفه در کشتن دشمنی خاص،پیشرفت در تک تیز اندازی و … میشود. این سیستم نسبت به فروشنده ی غیرقابل باور RE4 و یا بخش آپگرید RE5 کمی واقعگرایانه تر به نظر میرسد.

از نقاط قوت دیگر بازی،بخش Co-op سرگرم کننده ی آن است.شما میتوانید با دوستان خود چه آنلاین و چه آفلاین در حالت SplitScreen بازی را اجرا کنید و از همکاری های دونفره ای که به وفور در بازی وجود دارد لذت ببرید.بخش Mercenaries پای ثابت هر قسمت از Resident Evil است و در این قسمت نیز با نقشه های وسیع و دشمنان بیشمار انتظار شما را میکشد.

بخش دیگری که باید به آن پرداخته شود،تنوع دشمنان بازی است.در RE6 هم با زامبی های بی عقل روبه رو میشوید و هم با Javo ها که مانند مردم دهکده در RE4 و دشمنان RE5 باهوش و مسلح به همه چیز هستند.عذابی که با دشمنان در این بازی داریم ویروس قوی آنها است که باعث میشود سریع تغیبر شکل بدهد و تبدیل به موجودی خطرناک بشود.نقطه ی قوت دشمنان، Boss های عظیم آنها هستند.باس فایت های RE6 به هیچ وجه خسته کننده نیستند و کشتن هر باس نیاز به تبحر خاص خود دارد.صحنه های دکمه زنی در بازی به وفور یافت میشود ولی این صحنه ها طوری نیستند که در جاهای بی مربوط به کارگرفته شود.صحنه های دکمه زنی در کشتن باس ها بسیار کاربرد دارد و این امر،مبارزه با آنها را بسیار هیجان انگیز میکند.همین سیستم سبب شد تا بخش زیادی از بازی که میتوانست با کات سین یا کنترل شخصیت توسط خود بازی رد شود،در اختیار بازیکن قرار میگیرد تا تجربه ای سینمایی را با دستان خود بچشد.

گرافیک و صداگذاری بخشی است که باید به آن دقت بسیاری شود.بازی از نظر صداگذاری کاملا بی نقص است،صدای کاراکتر ها کاملا همخوانی دارد و افکت های صدا در بازی بسیار عالی ساخته و پرداخته شده است.اما در بخش گرافیکی ،با اینکه بازی از نظر طراحی دنیای بزرگ خود و طراحی چهره ی دشمنان مخصوصا زامبیها عالی کارکرده است،ولی ضعف هایی در Texture ها دارد که میتواند قابل چشم پوشی باشد.بنده با بررسی دو نسخه ی Xbox360 وPS3 این بازی به این نتیجه رسیدم بازی برای اجرای روان در این دو کنسول مقداری سبک شده.شاید در نسخه ی PC که هنوز تاریخ عرضه ی دقیقی برایش مشخص نیست،مشکلاتی که در Texture های بازی وجود دارد برطرف شود.فیزیک اشیا،انفجارات و تجزیه ی بدن دشمنان در سطح قابل قبولی قرار دارد و تنها چند باگ کوچک فرو رفتگی شخصیت در اشیا مشاهده شد که امری طبیعی میتواند تلقی شود ولی به هر حال از نقاط ضعف به حساب میاید.شاید کنترل دوربین بازی در اوایل کار به سبب تغییر سیستم گیم پلی از ایست شلیک به راه رفتن و شلیک کردن در کنار ویژگی های پرش و جاخالی دادن برای بازیکن سخت باشد ولی در ساعت اول،بازیکن کنترل کامل بر آن پیدا میکند و پس از ساعتها بازی کردن میتواند حرکات شگفت انگیزی مانند لیز خوردن و شلیک کردن را انجام دهد.البته ناگفته نماند در بعضی از صحنه های شلوغ دوربین بازی در صحنه گم میشود یا اگر به دیواری نزدیک باشیم مقداری تو رفتگی حس میشود.

سخن آخر :

ناگفته ها در باره ی این بازی عظیم زیاد است.تصمیم داشتم نقد و بررسی این بازی را در ۴ قسمت ارائه دهم ولی تصمیم براین شد اول نقدی کلی بر بازی شود و بعد در طول روزهای آتی هر بخش داستانی را جدا مورد بررسی قرار دهیم.Resident Evil 6 بازی بسیار عظیمی است که کپ کام تمام انرژیش را صرف ساخت آن کرد تا بتواند برترین محصول خود را ارائه دهد و چیزی بهتر از این از دستان ۶۰۰ کارمند مخصوص ساخت این بازی خارج نمیشد..مطمئنا اگر وقت خود را صرف انجام کامل این بازی در سخت ترین درجه ی سختی بگذاریم،با بزرگترین و برترین نسخه در طول تاریخ این فرانچایز روبه رو میشویم.تعصبات را باید گذاشت کنار و دیدی نو نسبت به بازی های این نسل و نسل بعد داشت.دنیا همانقدر متنوع میشود که بازیهای ویدئویی متنوع است.چینش داستانی RE6 طوری بود که باید اکشنی بیشتر در دنیایی که امیدی برای نجاتش نیست صرف میشد.باید خط داستانی گسترش پیدا میکرد و باید کاراکترهای زیادی ستاره ی سینمایی این بازی شوند.صحنه های دراماتیک در بازی کم نیست و در یکی از سناریوها صحنه ای دردناک را شاهد خواهیم بود.کپ کام هم یاد گرفت چطور با احساسات مخاطب بازی کند و در یک لحظه حسی توام با علاقه و نفرت ایجاد کند.چالش داستانی که با تمام کردن هر سناریو برای بازیکن ایجاد میشود،ترغیب کننده ی شروع سناریوی جدید برای کشف حقایق پنهان است.به راستی که کپ کام با ساخت این بازی سزاوار احترام و ستایشی به دور از تعصبات بی جا است.به جای تعاریف زننده از بازی،کنسولمان را روشن کنیم و شروع کنیم به بازی کردن و از گیم پلی RE6 لذت ببریم.

نکات مثبت :

گیم پلی عظیم در دنیایی عظیمتر،آغاز دورانی جدید برای سری Resident Evil با به میان آمدن دشمنانی جدید،۴ خط داستانی با ۴ پایان متفاوت و گیم پلی خاص،هوش مصنوعی بالای همراهان،گرافیک قابل قبول و طراحی محیط بی نظیر،صداگذاری در بالاترین حد کیفیت و استاندارد،باس فایت های چالش برانگیز

نکات منفی :

ضعف Texture های گرافیکی در بعضی لحظه های بازی،اشاره ی بسیار کم و گنگ به شخصیت های غایب این بازی،افت فریم در بعضی از صحنه های شلوغ،نبود فلش بک به قسمت های قبل برای ایجاد حس نوستالاژیک در بازیکن

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *